اگر عاشق شدی خوب می دونی عشق یعنی چه؟ یعنی همه چیز اگر عاشق نشدی هرگز تا زمانی که عاشق نشدی
نمی توانی یک عاشق را درک کنی عشق هر لحظه هر جا منتظر یک جرقه است تا دلت را روشن کند
عشق یک احساس جدید است یک احساسی که تمام وجود آدم را می لرزونه
آدم با شروع عشق یک جور دیگه می شه
همه چیز همه جا قشنگ و زیبا می شود
و لحظه به لحظه زندگی شکوفا می شود و گذشت زمان را نمی فهمد همیشه در یک خوشحالی بی انتها قرار می گیرد
از زمان شروع شدن عشق یک چیز ادم را می ترساند و آن ترس از جدایی همیشه از این می ترسد که نکند عشقش را از دست بدهد
و عجیب هم این است که این اتفاق جدایی می افتد و از همین جاست که ادم تازه متوجه می شود
که عشق چیست
یعنی درست زمانی که ان را از دست می دهد
و همیشه با خودش می گوید ایا برای همیشه انرا از دست دادم ایا امیدی به امدن ان است
همه کار را برای بازگشت ان انجام می دهد ولی نتیجه ای نمی گیرد
چرا اینچنین شد ایا او مرا دوست ندارد
ممکن است دوباره بیاید
هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد
کم کم یاد و لحظات انروزها می افتد که با ان بود
فقط یکبار فرصت می خواهد تا دوباره همه چیز مثل اول شود
اگر نیامد چیکار کنم
چرا اینجوری شد
این همه عشق چه شد
هیچ کس را نمی توان تغییر داد
فقط گذشت زمان مشکل را حل می کند
در این لحظه ادم فکر می کند هیچ کس نمی تواند جای خالی او را پر کند
اما اینجا یک چیز را می توان انجام داد
و ان اینکه هر کس می تواند خودش را تغیر دهد
بهترین حالت این است که دنبال یک عشق دیگر باشد
و تا زمانی که کسی را پیدا نکرد که بهتر از ان باشد همیشه فکر می کند او بهترین بود
اما 3 سال گذشت ناگهان یکنفر را پیدا می کند می بیند دوباره عاشق شده و این عشق خیلی از ان قبلی بهتر است
و تا جایی که دیگر حاضر نیست با ان نفر قبلی باشد
و فقط به این عشق جدید فکر می کند
اری این زندگی است
و درست زمانی که فکرش را هم نمیکنی یکنفر پیدا می شود
اگر کسی را که من دوستش دارم و ان هم مرا همین اندازه دوست داشت مرا ترک نمی کرد
پس چرا من اینجا خودم را فداش کنم
و اگر هم غم و غصه ای بود خوردم تمام شد و رفت
حالا یک شروع دیگر
همان بهتر که رفت تا من بتوانم عشق واقعی ام را پیدا کنم کسی که دوستش داشته باشم و دوستم داشته باشد
اما ادم عاشق نشه بهتره چون تجربه جدایی واقعا سخته
و خیلی باید ادم خود ساخته باشه و خیلی قوی که بتواند خودش را با اوضاع جدید وفق بدهد
خوشبختانه انسان با یک محیط و اوضاع جدید وفق می گیرد
تا جایی که ممکن است حاضر نباشد دوباره به دوران گذشته اش بر گردد
maybe i can find better love in world i want wait find for new love i hope i know i can i want see all stars in space i need to new heart hot